۱- دلم برای آقا تنگ شده. دلم برای آقاجون گفتن هاش و برای شعرخوندناشو برای اصطلاحات مخصوص خودش و برای مهربونیاش بی نهایت تنگ شده.
۲- بابای آشیخ م_ فوت کرده و چقدر دلگیرانه ست! که برای کتاب جدید مستور خوشحال نیست.
۳- من از بس که تو خوابتم زخمی ام
نمیشه که کابوسمو گوش کرد..
۴- ف_ داشت درباره ی م_ حرف میزد. گفت کسی که باباش دکتره و مامانش پرستار نباید اینجوری میشد. خراب شد!
۵- از الان منتظرن که تولد بگیرم. خبر ندارن که... آه..
برچسب: هویجوری,
نویسنده: ماهان حکیمی