من قوي هستم

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
مچاله شدم توی خودمو به آدما فکر میکنم. به عمه_میم فکر میکنم، یادم میاد روزی که دیده بودمش از اینکه باید باهاش روبوسی میکردمم حس خوبی نداشتم و بعدش دلم براش سوخته بود. یادمه وقتی دستش رو دیده بودم که به ناجورترین حالت ممکن دفورمه شده بود دلم براش سوخته بود و از هرکی پرسیده بودم که چه اتفاقی برای دستش افتاده، هیچکس نمیدونست و من دلم بیشتر براش سوخته بود. وقتی فهمیده بودم شوهرش رو خیلی ساله که از دست داده باز دلم سوخته بود. تنها زندگی می‌کنه و حالا داغ پسرش رو دیده و من چقدر دلم...آخ..به آقای_میم فکر میکنم که چه قلب خوبی داره. چه مهربون امروز پشت خانوم_الف ایستاده و کمکش کرده. فکر میکنم که کاش با زن و بچه‌ش هم همینقدر مهربون و خوش‌دل باشه.امروز که پیج طرح‌های گرافیک ارسطو! رو دیدم یاد عین_ افتادم که چقدر تو کلمه به کلمه‌ی حرف‌هاش ادعای هنر داشت و من تازه امروز فهمیدم که الحق والانصاف که کارش درسته‌. به قولی کار هر بز نیست خرمن کوفتن!  و به خودم فکر کردم که چقدر غیرمنتظره و بی مقدمه کَندم ازش. یادم نمیاد چی شد که خودم تنهایی! بدون اینکه کسی حتی یک کلمه حرف، مخالف کاری که داشتم میکردم بزنه، تصمیم گرفتم که تمومش کنم اون علافی بی دلیل روز و شب‌ها رو. برچسب‌ها: یاد بعضی نفرات+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۶ساعت 23:57  توسط سهيلا  | 
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 23 دی 1396 ساعت: 21:30
برچسب‌ها :

سکوتش یه گره درست کرده اون دوردورهای قلبم و هروقت که یادش میفتم تبدیل میشه به یه پیس میکر وحشی و از اونجا روی مغز و دلم اثر میکنه و همه‌ی وجودم پر میشه از یه چیزی مثل فیبریلیشن و به هم میریزه...


برچسب‌ها: یاد بعضی نفرات, چيزي مثل روزگار غريب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی ۱۳۹۶ساعت 19:36  توسط سهيلا  | 
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 23 دی 1396 ساعت: 21:30
برچسب‌ها :

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 5:23
برچسب‌ها :
ساعت ده با ز_ تو پارک ملت قرار دارم. میخوایم بریم قاتل اهلی رو ببینیم. الان تو تاکسی ام و دارم میرم ونک. راننده برای اینکه ترافیکو بپیچونه داره از کوچه پس کوچه های رسالت میره. از جلوی اورژانس بیمارستان قمربنی‌هاشم رد شدیم. چشمم که بهش خورد دلم برای محیط بیمارستان تنگ شد. نه بیمارستان خاصی. هرجایی با هر کاری. برای چندمین بار بهم‌ ثابت شد جایی که ایستادم‌ درسته. الان دقیقا توی اون نقطه از زندگی هستم که باید میبودم. فقط باید مواظب باشم. باید خیلی خیلی مواظب باشم که از دستش ندم برچسب‌ها: خوب+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۶ساعت 9:42  توسط سهيلا  | 
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 5:23
برچسب‌ها :
تقریبا دو سال از روزی که واسه ی اولین بار از پشت این پنجره بیرون اومدیم و همدیگرو دیدیم میگذره۰ کی فکرشو میکرد یه روز رو به روی هم بشینیم و تو وبای هم پست بذاریم؟!هوم؟ :)  امروزم مثل همیشه بینظیر بود.خودت میدونی دیگه ...ننویسم ازینکه چقدر مهمون نوازی.ننویسم از خوبیات و محبتت  وجود نازنینت.. همیشه خوب باش،شاد و موفق باش که موفقیتت آرزوی منه .. راستی تولدتم مبارک رفیق! ان شاءالله ۲۰شهریور سال بعد متل قو باشی و ... فعلنی دو نفری فتحش کنیم تااا اونی که خودت میدونی:d برچسب‌ها: براي اينكه يادم نره, خوب+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی ۱۳۹۶ساعت 19:12  توسط سهيلا  | 
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 5:23
برچسب‌ها :
معنی خاطره: آنچه بر کسی گذشته و در حافظه‌اش مانده معنی حافظه: عارضه‌ی ضبط و نگهداری مطالب و وقایع معنی عارضه: اتفاق، پیشامد معنی فاصله: مسافت بین دو چیز یا دو کس معنی انتخاب: بیرون کشیدن کسی از میان گزینه
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 7:50
صداسیما چه باحال شده. اول مهران مدیری درباره فحش‌های کش‌دار و لک‌لک‌هایی که بچه‌ها رو میارن برای مامان‌ باباهاشون حرف میزنه. و قیمتم میاد فرق محل قرار گیری پاچه‌ی شلوار تو ایران و اونور آب رو میگه. بع
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 7:50
برچسب‌ها :
از خوب‌هایی که هروقت یادش میفتم ناخودآگاه نیشم باز میشه، قراری بود که با ز_ فیکس کردیم :) یه اکیپ چارتایی ساختیم برای شمال. با ن_ و ه_ بعد یادمون افتاد که آ_ج_ رو جا انداختیم چقدر خندیدیم اون شب...
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 1:41
برچسب‌ها :
۱- دلم برای آقا تنگ شده. دلم برای آقاجون گفتن‌هاش و برای شعرخوندناشو برای اصطلاحات مخصوص خودش و برای مهربونیاش بی نهایت تنگ شده.۲- بابای آشیخ م_ فوت کرده و چقدر دلگیرانه‌ست! که برای کتاب جدید مستور خوشحا&
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 1:41
برچسب‌ها : هویجوری,

دارم سعی میکنم‌ خودمو عادت بدم که بلند بلند بخندم. به چیزهای حتی بی‌مزه. دارم سعی میکنم حواسم باشه به برگزاری هرشبه‌ی دورهمی‌های چهار و یا پنج نفره و حرف زدن درباره‌ی موضوع‌های الکی و شیرین. دارم سعی میکنم یاد بگیرم حالم خوب باشه با چیزهای ساده...


برچسب‌ها: خوب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان ۱۳۹۶ساعت 0:54  توسط سهيلا  | 
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 0:27
برچسب‌ها : خودمونهبه,
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها