من قوي هستم

ساخت وبلاگ
سه دوره اومد و هر سه دوره هم با محمد توی یک اتاق بودن. بعد از اون محمد میومد و علی دیگه نه. یکی دو باری حالش رو از شبنم میپرسیدم و میگفت خوبه و میره شریعتی. امروز بعد از پنج ماه علی زنگ‌ زد و قرار شد ...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 20 آذر 1397 ساعت: 22:43
نامه‌به جا مونده از قدیم‌ها: به سمت پل میرم. اگه تو مسیر فقط یه نفر به من لبخند بزنه، نمیپرم... . این استوری امشبم بود. تقریبا یک سال پیش مهدیار این متنو استوری کرده بود و من ازش اسکرین‌شات گرفته بودم...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 20 آذر 1397 ساعت: 22:43
آرزو و امید

مضحک‌ترین کلمات این روزها...

...
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 21:33

از همه‌ی یک ساعت و سی و هفت دقیقه‌ی فیلم، دردناکترین لحظه‌ش همونجاست که قرار میشه علی چیزهایی که میبینه رو بگه، ولی سرش رو خم میکنه و میگه که نمیتونه آسمون رو ببینه. منم نمی‌بینم.

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 26 آبان 1397 ساعت: 9:00

ناصر برگشته بود تهران و مدرسه رو شروع کرده بود و داشت امتحان‌های آخر ترم رو میداد که یه نامه از رسول بهش رسید. باز هوایی شد. بوی خاک و خون توی دماغش قاطی شد. یاد رفیقاش افتاد. باز هوایی شد. باز هوایی شدم. باز هواییم کردن اتفاق‌ها و حرف‌ها و پیشنهادها و یادداشت‌ها و نگاه‌ها... تو بهترین راهو جلوی پام بذار...

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 26 آبان 1397 ساعت: 9:00
هرکه دل‌آرام دید از دلش آرام رفت چشم ندارد خلاص هرکه در این دام رفت

پ.ن: تو چی میگی دلارام؟

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 26 آبان 1397 ساعت: 9:00
-بیا اینجا یه دقیقه. +بله؟ -شیمی‌‌درمانی چطوره؟ +خیلی خوبه، دارم راه میفتم. -الان چیکار میکنی؟ دارو هم میکشی؟ +بله دارو هم میکشم. -الان شناختی همه‌ی داروهای کمو رو؟ +اکثرشون رو کامل میشناسم و همه‌چیز رو درباره‌شون بلدم. -خب خیلی خوبه. آفرین. معلومه که دختر باهوش و زرنگی هستی. آفرین. _________________________________...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 26 آبان 1397 ساعت: 9:00

از وجود همچین آدمی توی دنیای به این شلوغی با خبر شدم و چهل دقیقه‌ی بعدش، قبل از اینکه وقت کنم نگرانش بشم، خبر مرگش رو شنیدم. پسره مرد... به همین راحتی. کجای زندگیش بود؟ چه حالی داشت؟ خستگیاش چقد بود؟ کی میدونه؟ هیچکی..

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 26 آبان 1397 ساعت: 9:00

بیرون نم نم بارون میباره. یه قطره‌ی بارون از فاصله‌ی یک سانتی‌متریِ بین شیشه‌ و آهن رد میشه و میفته روی صورتم. میفته روی صورتم، دقیقا روی نقطه‌ای که اگر اشک قرار باشه از چشم سرازیر شه، میاد و اونجا میشینه... قسم‌ به پاییز...

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 26 آبان 1397 ساعت: 9:00

این بلاهای اخیر یا منو فلج میکنه و نمیذاره قدم از قدم بردارم، یا که باعث وحشی شدنم میشه و حمله میکنم. هرچی که هست اینجوری نمیمونه. همینش خوبه.. 

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 26 آبان 1397 ساعت: 9:00

close
تبلیغات در اینترنت