تا شم روی خودمو برم توی یه بطری خالیو پرت شم توی آب. برم و برسم به سکوت. بیرون بیامو بدنمو کش و قوس بدم تا چروک هام کمتر شه. بشینمو دستمو بذارم زیر چونه مو نگاه کنم به همه جا و کسیو نبینمو یادم نیاد هیچکدوم از هیولاهایی که تا قبلش داشتن توی سرم میرقصیدن.
بعد نفس بکشم
برچسب: کز دست غم خلاص من آنجا مگر شود,
نویسنده: ماهان حکیمی
تاريخ: سه
شنبه
30 شهريور
1395 ساعت: 23:17